Translate to:

 
مصاحبه شهید حجت اله سرتیپ نیاز از شهید سعادت قبادی
نویسنده : admin
تاریخ : جمعه, ۸ شهریور ۱۳۹۲
مصاحبه شهید حجت اله سرتیپ نیا از شهید سعادت قبادی



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : دسته‌بندی نشده
نماز شب
نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۲

نماز شب

این خاطره را همان ایام جنگ ( به نظرم سال ۶۶) در یکی از مجلات خواندم ، خاطره زیباییست،لذا آنچه در ذهن مانده را ارایه میکنم و شاید جزئیاتی داشته و حقیر فراموش کرده ام ، انشالله که استفاده ببریم.

به سنگر اطلاعات عملیات معرفی شدم ، صبح همه برای نماز بیدار شدند الا یک نفر گفتم ایشان چرا بلند نشدند گفتند او  همینجوریه بلند نمیشود!

یکی از آن شبهای سنگر با صدایی بیدار شدم ، دیدم همان شخص با احتیاط پتویی را لوله کرده و روی آن پتویی  دیگر انداخت طوریکه نشان دهد کسی آنجا خوابیده و آرام و بی سر و صدا از سنگر خارج شد ،جوری که متوجه نشود دنبالش کردم از خاکریز خودی بالا رفته به سمت مقابل یعنی نیروهای عراقی رفته و در دل آنشب از نظر پنهان شد و من هم جرئت تعقیبش را نداشتم، همان روز او را در بین بچه ها دیدم با نگاهی پر از شک و کینه بر اندازش میکردم.

شب بعد خودم را به خواب زدم و باز  چون شب قبل بلند شده و ….تصمیم گرفتم طوری که متوجه نشود دنبالش کنم از خاکریز بالا رفته و به سمت عراقیها حرکت کرد من هم بی سر و صدا بدنبالش، تقریبا آن وسطهای خطوط مقدم ما و عراق از خاکریزی بالا رفته و چند متر جلوتر  از نظر پنهان شد مدتی منتظر بازگشتش ماندم ولی ترسیدم و  به سنگرمان بر گشتم ، دم دمه های صبح پیدایش شد، وقتی  در بین بچه ها میدیدمش با چنان کینه ای از خیانت و …. میترسیدم شک کند لذا بی خیال شده و خودم را کنترل میکردم ولی تصمیم گرفتم آن شب حتما تعقیبم به نتیجه برسد.

شب بعد هم از راه رسید باز قضیه تکرار شد دنبالش کردم ،باز به آن خاکریز رسیده و چند متر جلوتر در دل شب از نظر پنهان شد ،اینبار منتظر بازگشتش از آن نقطه  ماندم، پس از مدتی انتظار برگشت و بسمت خاکریز خودی رفت و منهم به آن نقطه رفته  پس از کمی جستجو متوجه گودالی شدم که با یک پلیت فلزی روی آن پوشانده شده و در داخل آن سجاده ای با یک قرآن کوچک و  فانوس  ، دانه های اشک صورتم را خیس کرد و  آن تصورات باطلی که…. او را در بین بچه ها میدیدم  با آن صورت نورانی و ملکوتی و…

http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTH17ne2xsGy67NKo6-YK2jIHJyH9W4uPsMnc4GfLi_9XcfsS4

او کسی نبود مگر سردار شهید محمود کاوه فرمانده لشگر ویژه شهدا 

شهید کاوه این همه راه را در دل آنشبها میرفت تا به خدایش نزدیک شود.

التماس دعا



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : دسته‌بندی نشده

تسلیت
نویسنده : admin
تاریخ : یکشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۲
انا لله و انا علیه الراجعون   
 در گذشت مرحومه مغفوره، سیما سرتیپ نیا نورعلی فرزند مرحوم یوسف خان امیر بهادر و همسر مرحوم آیت الله حاج شیخ فرج الله عباسی گراوند ، والده گرامی سردار شهید هادی عباسی را تسلیت عرض نموده به اطلاع میرساند به همین مناسبت مجلس ختمی در روز سه شنبه ۲۲/۵/۹۲ (ساعت ۶-۴) در مسجد صاحب الزمان کوهدشت بر گزار میگردد.


[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : دسته‌بندی نشده

یادی از سردار شهید هادی عباسی  از غواصان شهید کربلای چهار( جزیره ام الرصاص)

آن
تابستان گرم  رمضان ۱۳۵۷ با خانواده در کوهدشت و منزل ما مهمان شدند  و
او که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود آن ماه مبارک را روزه گرفت،

استخری
در منزل پسر عمه و همجوار  با خانه ما  بود و  سرگرمی آن تابستان گرم،
آبتنی ما بچه ها

  دور از چشم ما  کمی آنسوتر و در قسمت کم عمق
استخر که به شکل” L” بود شنا میکرد و تا متوجه حضورش در آن قسمت بالایی
استخر میشدیم به سمتش هجوم برده تا سرش را زیر آب کرده و خلاصه روزه بی
روزه ! اما او هم زرنگتر از این حرفها بود و  فرار تنها چاره حفظ روزه اش
.

از غواصان
لشگر ۱۷ علی ابن ابیطالب قم  بود و در کربلای چهار و جزیره ام الرصاص  به
شهادت رسید، هادی غالبا شلوغ بود و اهل تیکه پرانی و مزاح ،یکی از دوستان
شهید نقل میکند،” شلوغ گردان لقب داشت، و همه او را به سرزندگی و شلوغ
کاری میشناختند، ولی آنروزهای پایانی و نزدیک عملیات کربلای چهار،  به
یکباره به سکوت و عزلتی غریب خو گرفته بود ، آرام شده و  از تب و تاب و
هیاهو افتاده بود …..و این بچه ها را متعجب کرده بود ،که هادی را چه
شده؟!  و باور این خلوت گزینیش ،برایمان سخت بود…..”
 یادم
هست، زمانیکه در موقعیت شهید شفیعخانی قبل از عملیات کربلای پنج بودیم شهید
فیروز سفر کوتاهی به کوهدشت رفت و خبر شهادت هادی را آورد و  حجت
گفت “غزلی برایش خواهم نوشت” و اما مدت کوتاهی بعد هادی با غزل وصل به
پیشوازش آمد، و او با شهادتش در کربلای پنج ، به هادی پیوست و مجال این
سروش عاشقانه  شکل نگرفت!!

http://s1.picofile.com/file/7887397632/25.jpg
از راست شهید هادی عباسی گراوند، آخرین روزهای قبل از شهادت



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : دسته‌بندی نشده

تصاویر
نویسنده : admin
تاریخ : چهارشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۲
http://s4.picofile.com/file/7864255692/116.jpg

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه فرمائید



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : دسته‌بندی نشده

وصیتنامه ای منتشر نشده از سردار شهید حجت الله سرتیپ نیا ( محل نگارش منطقه عملیاتی دربندیخان عراق)
 سمت  :  واحد اطلاعات عملیات لشگر ۵۷ ابوالفضل العباس(ع)

http://s1.picofile.com/file/7265451177/a1.jpg                    

“پدرم،مادرم وبرادرانم وظیفه خود را در حد واجب کفایی انجام داده اید ولی این را بدانید و فراموش نکنید که هنوز دین خود رابه اسلام ادا نکرده ایم و بعد پدر معظم و مادر مکرمه و برادران شریفم مواظب باشید تماس با افرادیکه یا جنگ را تحریم می کنند ویا به جبهه نمی روند و لاف حمایت از اسلام را می زنند نداشته باشد که به خدا سوگند اینها هم دوغگو هستند وهم خائن به اسلام. فکرنکنید چون دراین دنیا مقامی دنیایی دارند پس بنابراین خوبند نه این ها غافلند مبادا شما هم در این غفلت ایشان شریک و یا دخیل شوید.
سوم از یکی از برادرانم می خواهم که مطالب شعر و نوشتجات این برادر فقیرتان را جمع آوری نموده واگر مورد علاقه آشنایان و دیگران واقع شد در دسترس قراردهید و دیگران مطالعه بفرمایند.
چهارم اینکه می خواهم خدمت شما عرض کنم که وصیتنامه ام را خوب بخوانید و اینجا دقت فرمائید بطوری که دیگران هم دقت فرمایند که آنهاییکه ندانسته و غافلانه بنده را مورد تهمت و غیبت قرار دادند بنده فقیر از آنها گذشته و حلال می کنم ولی آنهاییکه آگاهانه و به قصد سرکوب شخصیتم در حق من خیانت کرده اند نمی گذرم و حلال نمی کنم و این به آن خاطر است که بدانند  قیامتی وجود دارد و حقیقت همینی نیست که آن ها به آن دلخوش کرده اند.
پنجم از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر مورد خطائی از این فقیر در حق خود می دانند،بگذرند و حلال کنند.
به جبهه  بیایید که هم نور خدا را ببینید و هم مظلومیت اسلام بزرگ را دریابید.
شما را به خدا سوگند می دهم که قدر این بسیجی های جبهه رو و عاشق و مخلص را بدانید ودر برابر آنها بسیار خاضع و خاشع باشید که اینها جلوه های محسوس نور خدا در زمینند بنابراین از این انوارالهی غافل نباشید.

والسّلام علیکم ورحمت الله
خرمشهر۲۳/۱۰/۶۵    شهادت : ۲۸/۱۰/۶۵
حجت اله سرتیپ نیا”

برای مطالعه کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : دسته‌بندی نشده
به یاد سردار شهید ،دکتر محمد علیم عباسی
نویسنده : admin
تاریخ : پنج شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۲

دیدار “حسن” در بیمارستان خرمشهر، مقر گردان کمیل قبل از عزیمت به شلمچه و شرکت در عملیات کربلا پنج

چند روزی از شهادت “حجت و فیروز” گذشته بود،آنقدر به یاد دارم سرودهای جشن انقلاب پخش میشد شاید اوایل دهه فجر بود،

برای کاری از خط شلمچه وجزیره بوارین و گردان نصفه و نیمه  شده امان” کمیل”، (که
حال  اکثر فرماندهانش  شهید شده بودند،  فرمانده  و معاون گردان، معاون
دوم گردان،فرمانده  گروهان دو (شهید بالفکه) ،فرمانده و معاون دوم گروهان
یک به ترتیب، مجروح و شهید
(فیض الله اکبری از سپاه نور آباد)،
و آنچه از آن صحنه شهادت حجت و فیروز به یاد مانده ،درکنار سینه شکافته و
خونین حجت، سه یا چهار شهید دیگر بدنهای پاره پاره اشان بر خاک افتاده
بود.ضمن اینکه  فیروز ، مجروح  به عقب برده شدو این امیدواری و قوت قلب وجود داشت ، که بعد از حجت، فیروز هست ! (و تا  قبل از دیدار خانواده در زادگاهمان که به دلیل بمباران به آنجا رفته بودند ،  در بدو ورود به روستا ،مرحوم خسروی مسول تدارکات گردان با مقدمه ای شهادت فیروز را یادآور شد و باورش سخت بود،تا دیدن پلاکاردهای روی دیوار….)

از
نیروهای بسیجی گردان بسیاری شهید و مجروح شده بودند، شهید مومنی و … در
بازگشت از جزیره بوارین و در حاشیه نخلهای اکثرا سوخته و بی سرش ،
گردان کمیل که همچنان به ستون ایستاده بود! نیرویی بود به استعداد کمتر از گروهان! که جای آنرا نیروهای تازه نفس گردان محبین به فرماندهی سرداران شهید علی محمد کوشکی و علی مروت طرهانی پر کرد که هر دو با هم شب بعد ،در همان خط شهید شدند)

به بیمارستان خرمشهر آمدم(که البته با تعقیب و گریزی نفس گیر با برادر عزیز “اصغر رضایی”  بسختی موفق به برگشت مجدد ،به گردان،وجزیره بوارین شدم) حسن
آنجا بود با دیدنش تمام بغض های تلنبار شده، بار دیگر با اشک جاری شد،
دیکلمه ای در فراق حجت نوشته بود و همچنانکه در راهرو و اتاقهای نیمه ویران
بیمارستان قدم میزدیم او میخواند و …..،

در آخر گفت شهرام ( محمد علیم ) را دیدم و پس از شنیدن خبر شهادت حجت ناله ها کرد و در میان اشک و آه جمله ای گفت : ای…..شهیدم

و
او هم چند روز بعد به حجت پیوست در وارستگی  علیم، همین نکته کافیست که:
“سردار شهید دکتر محمد علیم عباسی ، معروف به شکارچی تانک ،  به نقل از
مرحوم آیت الله علوی ” از اولیای مسلم خدا بود”.

شادی ارواح پاک و طیبشان فاتحه مع الصلوات
در این روز شهادت مولایمان امیرالمومنین علی(ع) ما را از دعای خیرتان محروم نفرمایید



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : دسته‌بندی نشده