Translate to:

 
پیام روشن شهدا، حجت الاسلام محمد کرم ساعدپور
نویسنده : admin
تاریخ : جمعه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۴

ایستاده از راست نفر دوم حجت الاسلام ساعدپور

بسمه تعالی

پیام روشن شهداء

شهداءبا شما سخن می‌گویند

در ابتدای امر،سلام ما بر شهیدان و آموزه‌هایشان ، سلام بر شهیدان و درس‌های ماندگارشان ، سلام بر آیینه اسلام نمایشان، سلام بر شهیدان و بارش خونین لحظه‌هایشان، سلام بر رواق سرخ حماسه های حسینی‌شان ، سلام بر شهیدان، آنان که تا آخرین نفس عاشورایی ماندند و همه را به ماندن دعوت کردند ، سلام بر شهیدان و پیام‌های روشنشان ، سلام بر امام شهیدان ، خمینی بت شکن که با یاران جان بر کفش جبهه ای مرصوص و استوار ، در مقابل یزیدیان گشود که می‌رود تا طومار ننگین آن‌ها را یکی پس از دیگری در هم بپیچد . «اَلَیسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ»- سوره هود آیه ۸۱ . و سلام بر امام خامنه ای ترسیم کنندهء خط سرخ شهیدان و امام شهیدان و نقّاش سیمای گلگون و زیبای آن‌ها .

مفهوم پیام

((پیام ، امر و دستوری است که به مخاطبانی داده می‌شود تا طبق آن عمل کنند . پیام گاهی صریح و آشکار و منطوق است ، و گاهی یک عمل برای دیگران دارای پیام است و آنان را  به کاری و خصلتی دعوت می‌کند . بنابراین ، هم فرد و هم جمع می‌تواند پیام بدهد  ، هم یک حادثه و عمل می‌تواند برای دیگران پیام داشته باشد .)) جواد محدَثی ، پیام‌های عاشورا ص ۱۶

اینجاست که شهیدان گلگون کفن ،منطوقاٌ و مفهوماٌ پیام‌های روشنی به هم عصر های خود و نسل‌های آینده دارند. و زبان حال و قال تک تک آن‌ها این است :هر زمین کربلا و هر روز عاشورا و هر ماه محرم است و چون جزئی از تشکیلات امام حسین (ع) هستید لذا همواره با آن حضرت باشید . مگر نه امام جعفر صادق (ع) فرمودند : ((شیعتنا جز منا خلقوا من فضل طینتا ،یسوءو هم مایسوونا و یسرهم  ما یسرنا )) شیعیان و پیروان ما جزئی از ما هستند ، که از طینت ما خلق شده‌اند، آنچه ما را ناراحت کند آنان را ناراحت می‌کند و آنچه ما را مسرور کند آنان را مسرور می‌نماید –بحار النوار ، ج ۶۵ ص۱۲۴

تو گر چه در آن صحنه نبودی ولی باید احساس حضور کنی . مگر نه  امام زمانت خطاب به امام حسین (ع) فرمودند : ((یا جداه ، اگر روزگار مرا به تاخیر انداخت و دور ماندم از یاری تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ کنم و با بد خواهان تو پیکار نمایم ،هم اکنون هر صبح و شام اشک می‌ریزم و به جای اشک در مصیبت تو خون از دیده می‌بارم و آه و حسرت از دل پر درد بر این ماجرا می‌کشم )) بحار الانوار ج۱۰۱،ص ۳۲۰

در سوگ تو با سوز درون می‌گریم              از نیل و فرات و شط فزون می‌گریم

گر چشمه چشم من بخشکد تا حشر               از دیده بجای اشک خون می‌گریم

آنان که اشک حسرتِ با بصیرت بر آن حضرت ریختند ، خون سرخ خود را به جا و به موقع نثار مرام و راه آن حضرت خواهند کرد.

همواره با حسین(ع) باشید و ایّام محرّم سیاه پوش ! و عاشورا را با بزک‌های عصر،  به مسلخ نبرید و قلب امام زمان (عج) را جریحه‌دار نکنید . می‌توان شیوه عزاداری را از ائمه اطهار اتّخاذ کرد . از باب نمونه امام حسن (ع) پس از شهادت امیر المومنین (ع) بر منبر مسجد کوفه برای مردم خطبه خواند درحالی‌که لباس سیاه بر تن داشت و عمامه مشکی بر سر و در عزای پدرش امیر مؤمنان می‌گریست . الدرجات الرفیعه ص۱۴۷

همواره با حسین (ع) باشید و در وسط میدان حاضر ! تا جنگ جملی دیگر رخ ننماید و کسانی به عنوان پیش کسوتان و کتک خوردگان طاغوت سفیانی، ذهن سادﮤ اکثریت را کد و بی شکل را دست کاری و جابه‌جا نکنند و جبهه ای انبوه در مقابل علی قرار ندهند و خون هفده هزار نفر را بر پای درخت امیال و قدرت طلبی خود نریزند و وحدت و یکپارچگی امت را قربانی هوا و هوس خود نکنند . و مانع و رادع ارضاء شهوتِ زرّاندوزی آن‌ها شوید و منویات مبارک پیامبر اعظم ، علی ، حسن ، حسین و ….. را علی رغم میل قلبی ابر قدرت‌ها ، پیاده کنید و عبرت‌ها و درس‌های تاریخ را به گوش مردم برسانید و بگویید : ای مردم شما آدم بیداری را پیدا نمی‌کنید که افسوس نخورده باشد که ای کاش در صحنه های تعیین کننده تاریخ می‌بودم تا از کیان حق دفاع می‌کردم . الآن همان روز است و گول بر طبل کوبیدن‌ها و قرآن سر نیزه کردن‌ها را نخورید .

گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی                                گفتا نیک بنگر شاید رسیده باشی

به مردم بگویید : این احساس حضور ، شهید چمران را از استادی یکی از دانشگاه‌های معتبر آمریکا ابتدا به مصر و سپس به لبنان و بعد به ایران کشاند و شمع محفل عاشورائیان دفاع مقدس ایران اسلامی شد . زمزمه شهید چمران را به مردم بگویید که در آستانه آزاد سازی سوسنگرد ، آن رادمرد عاشورایی در حالی که عباس وار می‌جنگید و دشمن زبون را از پای در می‌آورد ، همراه آه و اشک با خود می‌گفت : (( ای حسین جان کاش با تو هم می‌بودم .))

در وسط میدان باشید تا بار دیگر صحنه جنگ صفین تکرار نشود و ضد انقلاب دیروز در مقابل «علی(علیه السلام) انا الرجل» نگوید و نتواند ابراز وجود کند و پیراهن خلیفه مقتول را برای فریب ، سر دست نگیرد و افکار عمومی را به انحراف نکشاند و ((همجهای))بی اراده را دور علم و کتل خود جمع نکند و برای پیشبرد اهداف معاویه پسند خود ، کشته سازی نکنند وزیر پارﭼﺔ سبز که در فرهنگ علوی ما ، بهره ای از قداست دارد ، قایم نشود !

اگر معاویه‌ها و عمرو عاصها ، قرآن را سر نیزه کردند ، در کنار امام خود و دوش به دوش و همگام ، با صدای رسا دم بگیرید که ای مردم گول این ترفند های خطرناک شیطانی را نخورید ، قرآن ناطق علی است . بزنید این کاغذ پاره‌ها را و با بصیرت، توطئه‌ها را در نطفه خفه کنید و اگر عده ای نفوذی با جیره و مواجب، خواستند ذهنهارا در راستای نیرنگ دشمن ، خراب کنند، با وحدت و انسجام مثال زدنی روشن گری کرده و اراده خائنانه آن‌ها را مقهور اراده جمعی خود کنید و در این صورت دست مالک اشترها برای قلع و قم حلقه اول مدافعان معاویه‌ها باز ، و دمار از روزگار خائنان مکار در خواهد آمد . و در این صورت خوارجی و جنگ نهروانی و ابن ملجمی درست نخواهد شد و به سبب خدﻋﺔ دشمن و مباشرت نادان‌های متحجر ، علی به مسلخ نخواهد رفت .

اینجاست که روشن گری و بصیرت افزایی معنا و مفهوم واقعی خود را پیدا می‌کند.اگر توده های مسلمان آگاه و بصیر ومتدین به هدف عالی خود باشند ، خادم را به آسانی از خائن تشخیص می‌دهند و حمله و عمله دشمنان دین و ایمان خود نمی‌شوند . اگر توده های مسلمان جریانات سیاسی را به خوبی رصد کنند ، ماشین تبلیغاتی عریض و طویل معاویه‌ها ، تشخیص آن‌ها را از کار نمی‌اندازد و استعداد و امکانات آن‌ها را برای هدم و نابودی حق در اختیار خود قرار نمی‌دهد . اگر جریان‌های سیاسی را به خوبی رصد کنند ، تشخیص ضد قرآن ناطق بودن معاویه و عمروعاص به مراتب از ضدیت  طلحه و زبیر آسان‌تر است . به خاطر اینکه امثال آن دو ،برای خود در سایه مجاهدت و جهاد ، سوابق درخشانی کسب کرده بودند . ولی معاویه ضد انقلاب، بیست و سه سال در کنار پدرش، رهبری جناح ضد انقلاب را در زمان رسول اکرم(ص) به عهده گرفته بود، در مقابل امیر مؤمنان علی _علیه‌السلام _ در آن بیست و سه سال در کنار پیامبر (ص)جان فشانی کرده و بارها تا یک قدمی مرگ در دفاع تعیین کننده خود پیش رفته، ذوالفقار خود را جوانمردانه از خون آن نابکارها سیراب کرده بود . و تا آخر عمر ، خط نورانی رسول اکرم (ص) در وجود آن حضرت متجلّی بود .

مثال معاویه و فتنه‌گرهای فرصت طلب مثال کفش دزدهای به ظاهر توّاب هستند که انسان‌های با بصیرت ، حاضر نیستند آن‌ها را امام جماعت خود کنند و قلاده رهبری آن‌ها را بر گردن بیاویزند.

انسان با بصیرت چهره کریه آن‌ها را از لابلای غبار فتنه تشخیص می‌دهد . و لو اینکه جریان معاویه که برای او عنوان خال المومنین و کاتب وحی بودن را دست و پا کرده و با جریان جملی‌ها تلاقی پیدا کرده باشند . انسان بصیر و آگاه ، در فتنه‌ها که فضا به شدّت غبار آلود است با مه  شکن بصیرت و تقوا آن ور غبار که چهره های کریه  ظاهر فریب امثال معاویه و عمروعاص و طلحه و زبیر …. قرار دارند به راحتی تشخیص می دهد و در وسط میدان سینه خود را سپر بلای انقلاب اسلامی می‌کند و حماﺳﺔ ۲۳ تیر ۷۸ و ۹ دی ۸۸را قهرمانانه بر جریدۀ تاریخ خلق می کند و تحسین آیندگان تاریخ را برمی انگیزانند که چگونه امتی آگاه و بصیر که حامل کوله باری از تجربیات تاریخی و سیاسی بودند از تاریخ درس و عبرت گرفته و توطئه های پیچیده و چند لایه را که به مراتب از توطئه های جمل و صفین پیچیده تر بود با حضور به موقع خود خنثی و مشت طرار آن‌ها را باز می‌کنند.

و اگر رساله علمیه و سیادت و عمامهء سیاه را سر نیزه کنند تا بحران خطرناکی  را ایجاد کنند ، مردم آگاهانه عکسی در کنار عکس امام ره را برنتابند و آن کاغذ پاره‌ها را جمع کنند و دشمن را در ابتدای حرکت طائنانه اش مأیوس و نومید کنند.

و اگر توطئه را پیچیده تر کنند و این بار از داخل خانواده انقلاب ، رساله علمیه و سوابق درخشان  بعضی را سر نیزه کنند ، در دفاع از علی  ،آن رساله  و سوابق را ((کان لم یکن )) کنند و باعث شوند که دشمن این بار هم طرفی نبندد و توطئه پیچیده‌اش خنثی شود !

همواره با حسین (ع)باشید و کدهای رهبر معظم انقلاب اسلامی را به درستی تحلیل  کنید که فرمودند : ﻓﺘﻨﺔ خطرناکی که به مراتب از ﻓﺘﻨﺔ۸۸ خطرناک‌تر است در پیش است تا وجیه المله تر ها  نتوانند حاصل خون شهداءرا مصادره به مطلوب کنند و این بار غیر خودی‌ها هم ادبیات را عوض نکنند و امام را به موزه تاریخ نفرستند و بلکه از امام دم بزنند ولی در قالب دوست ،با خط مشی انقلابی امام مقابله کنند! از شهیدان دم بزنند ولی راه شهیدان را به بوته فراموشی بسپارند  ،دم از رهبری بزنند ولی منویات رهبری را اجرا نکنند، وضعیت شعب ابی طالب و صلح امام حسن (ع) را اعلام کنند و حال اینکه اعلان وضعیت جز مسئولیت‌های رهبر الهی است ، نه ابو موسی اشعری و اشعث بن قیس ها.

وسط میدان باشید و بگویید : اعلان وضعیت از مسئولیت‌های ذاتی رهبری است و اشعث بن قیس ها کارشان تحمیل اعلان وضعیت به رهبری است .مگر متارکه جنگ و حکمیت را بر علی (ع) تحمیل نکردند و مگر با ترور امام حسن و ربودن سجّاده از زیر پای امام و تسلیم دشمن شدن ،صلح را بر آن حضرت تحمیل نکردند و ….؟

وسط میدان باشید و در دفاع از رهبر الهی ،سنگ تمام بگذارید و نگذارید سجّاده را از زیر پای آن حضرت بربایند .حلقه های نفوذ ناپذیر حفاظتی را برای آن حضرت تشکیل دهید که کسی قدرت ترور در پادگان نظامی ((نخیله)) را نداشته باشد.

وسط میدان باشید و شعار همیشگی‌تان این باشد از تو به یک اشاره از من به سر دویدن . از سویدای قلب و بن دندان بگویید و به همه اعلان کنید : من همواره با دشمنان تو دشمن و با دوستانت دوستم و گذر زمان نمی‌تواند کوچک‌ترین تأثیری بر این شعار بصیرتی من بگذارد.

وسط میدان باشید و به خواص بی بصیرت بگویید : گول کیسه های زرّ معاویه و سعودی‌ها و جرج سوروس یهودی را نخورید . و با قیمت بخس و ناچیز خط سیاه بر کارنامه سفید خود نکشید . به عبید الله بن عباس فرمانده دنیا طلب بگویید با چند کیسه زّر ننگ و نفرت ابدی را برای خود خریدید ! صاحبان آن کیسه های زرّ ، کسانی بودند که سر فرزندان معصوم تو را گوش تا گوش بریدند و بر دست و پا زدن آن اطفال معصوم و بی دفاع ، ﻗﻬﻗﺔمستانه  سر زدند . اگر دین ندارید حداقل یک جو غیرت و حمیّت داشته باشید ! چرا بی رگی و لش بودن را به منتهی درجه رسانده‌اید ؟

چرا کیسه های زرّ عبدالله فهد و سازمان دیده بان و شهرام جزایری وصلح به اصطلاح نوبل و جرج سوروس و …. را قبول کردید و در خارج و داخل ستاد مبارزه با خون شهیدان و امام شهیدان را تشکیل دادید و ننگ و نفرت ابدی را برای خود خریدید ؟

همواره با حسین(ع) باشید و به بعضی از آقازادگان شیرین مغز بی تحلیل بگویید : چرا ناشیانه در زمین منافقانی که قاتل پدران مظلوم شما هستند ، بازی می‌کنید و سعی می‌کنید که به خودی‌ها گل بزنید ؟ چرا در جبهه ای قرار گرفته‌اید که منافقین جدید هماهنگ با منافقین قدیم روبروی انقلاب اسلامی ایستاده‌اند ؟ آیا از ارواح پدران گلگون کفن شهید خود خجالت نمی‌کشید که در مقابل خود آن‌ها قرار گرفته‌اید ؟ آیا در دل خود لعن و نفرین را نثار عبید الله بن عباس نمی‌کنید که چرا دست از حمایت امام خود برداشت و با قاتل فرزندان مظلوم خود برای یک کیسه زرّ و پست و مسئولیت خیالی هماهنگ شد؟ فکر می‌کنید این لعن و نفرین مخصوص عبید الله بن عباس است و شما از این قضاوت‌ها مبرّی هستید ؟ ((این تذهبون )) کجا با این شتاب به سرا شیبی سقوط ؟

به بازماندگان شهیدان بگویید :درست است همه در قبال شهداء مسئولند به مسئولیت الهی که نگذارند خون آنها در زیر پای امیال  دنیا طلب‌های منحط له شود، ولی شما مسئولیت ویژه دارید. بگذارید حرکات و سکناتتان مرضی در گاه خدای تبارک و تعالی و شهیدان خدا یی  باشدو ارواح طیبه آنها را جریحه دار نکنید .

جریان نفاق سعی می کند از میان شما سرباز گیری کند و اینجاست که باید همواره کلام امام علی (ع) را آویزه گوش کنید که فرمود : (( کن فی الفتنته کابن اللبون ، لاظهر فیرکب ، و لا ضرع فیحلب)) نهج البلاغه کلمات قصار شماره ۱

هنگام رویارویی با فتنه ها همچون بچه شتر باش ، که نه پشتی دارد که بر آن سوار شوند ، و نه پستانی که ازآن شیر بدوشند . و اینجاست که باید از تاریخ عبرت گرفت

که اگر مسلمان‌ها فصل الخطاب بودن پیامبر اکرم را می پذیرفتند دچار تشتت آراء و انحراف افکار نمی شدند. مگر رسول اکرم نفرمود علی (ع)  میزان حق و باطل است ؟ و مگر در غدیر خم نفرمود : ای مردم بعد از من علی (ع) جانشین من است ؟ آیا رسول اکرم در واقع امر نفرمود : چون علی در میان شماست اسلام به بن بست نخواهد رسید ؟ آیا رسول اکرم نفرمود : اگر می خواهید به بن بست نرسید قرآن و عترت را بگیرید ؟ ولی چه شد که بعضی از مسلمان‌ها گول ظاهر را خوردند و امثال معاویه که وارد فاز نفاق شده بودند را به عنوان کاتب وحی تلقی کردند و عمر وعاص عیاش و مکار را به عنوان مهاجر فی سبیل الله پذیرفتند ؟ جز این بود که مسلمان‌ها شاخص‌ها را رها کردند و در فتنه‌ها سر در گم  شدند ؟ آیا برای یک امت بصیر و دارای ملاک و شاخص ، وجود عمار یاسر در جبهه علی قادر نیست که مسلمان‌ها، دور و ور علم و کتل معاویه را خالی کنند ؟ رسول اکرم برای هدایت امت ، شاخصی بنام عمار یاسر را به امت معرفی کرد و فرمودند: (( تقتلک فاه باغیه )) ای عمار تو رایک گروه طاغی و باغی خواهند کشت . زمانی که در جنگ صفین عماریاسر به وسیله سپاه معاویه به شهادت رسید ، عده ای حرف رسول اکرم (ص) را بیاد آوردند و می رفت که تعدادی از راه باطل برگردند و به جبهه علی (ع) بپیوندند . ولی معاویه از حماقت و سادگی آنها استفاده کرد و گفت : بدانید در واقع علی عمار یاسر را کشته است .اگر علی و یارانش عثمان را نمی کشتند و ما به خون خواهی او بر نمی خواستیم و جنگی رخ نمی داد و عمار یاسر به میدان نمی آمد ، کشته نمی شد ! ما می بینیم آن توجیه بی ربط و سفسطهء آشکار ، آن مردم فاقد ملاک و شاخص را قانع می کند و به عنوان خون خواهی عمار ،علیه جبهه علی (ع) منسجم تر می شوند!!!

مگر نهضت به اصطلاح آزادی ،درقالب بیانیه ها و مصاحبه ها ، صدام یزید را مبراّ نمی کرد ؟ ولی امت آگاه ما ،  ترّه ای برای آن حرفهای بی اساس و مبنا خورد نمی کرد . الآن هم دشمن در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مشغول توطئه است که ذهنها را به اصطلاح ((پروپاگاندا))و دست کاری کند . باید به جدّ هشیار باشید و به مقابله برخیزید و در جبهه فرهنگی نقش افسران جنگ نرم را ایفا کنید و نیک می دانید که مسئولیت شما مضاعف و دو چندان است . متوقع است که شما نقش بی بدیل اسرای کربلا را ایفا کنید که نگذاشتند پیام عاشورا در کربلا بماند. و بدانید شهیدان شما به  چیزی کمتر از حفظ انقلاب اسلامی – که توسط امام پایه گذاری شد و الآن هم آقا روی آن تاکید می کند و سر این وفا و پایداری، دشمن را عصبانی کرده است – قانع نیستند . و تابع آقا باشید و با صدای بلند به دشمن بگوئید : از این عصبانیت بمیرید.

همواره با حسین(ع) باشید و مسلم ها را تنها نگذارید و به مردم بی وفا ی کوفه بگوئید : وفای به عهد یک صفت پسندیده و جوانمردانه است و نقض عهد یک صفت مزموم و ناپسند ! چه کسی شمارا مجبور کرد که به  امام حسین(ع) نامه بنویسید و پایان هر نامه «العجل العجل» را قید کنید ؟ آیا حساب کار خود را نکرده بودید که حرکت شما همراه با یک نفی و یک اثبات بسیار مهم و مسئولیت آور است ؟ شما حکومت تثبیت شده بنی امیه را نفی کردید و خواستار استقرار حکومت علوی بودید . آیا نمی دانستید این اقدام ، پرهیزنه است و باید در قبال آن غرامتها و هزینه های هنگفتی پرداخت ؟ و باید در دریای خون شنا کنیدتا به ساحل وفا و مردانگی برسید ؟ (( قالوا ربنا الله ثم استقاموا)) وقتی از جان پذیرای حضرت مسلم شدید و به عنوان بیعت با امام حسین (ع) به مسلم لبیک گفتید ، چرا همانند مردم ایران در دفاع از مسلم امام زمان (عج) ، خود را در قالب گروه هاو دسته ها ، سازماندهی نکردید ؟ و حفاظت از  شهر را در قالب کمیته های مردمی  بین خود تقسیم نکردید و یک قرار گاه و یک ستاد کل تشکیل ندادید وتمام راه های خروجی به شهر کوفه را مسدود نکردید و بطور کلی سپاه و بسیج را برای حفظ دست آورد های خود تشکیل ندادید تا عبیدالله بن زیاد به راحتیبه کوفه نفوذ نکند و دار الاماره را با ترفند اشغال نکند!؟

وسط میدان باشید و به مردم کوفه بگویید : چرازمانی که عبید الله بن زیاد اعلان حکومت نظامی کرد شمابه حکومت نظامی اعتنا کردید و در وسط خیابانهای کوفه ﺳﻴﻧﺔ خود را سپر بلای رهبر الهی خود نکردید و آن کودتا را در نطفه خفه نکردید ؟ در این صورت حکومت بنی امیه گارد مخصوصی هم نداشت که با شما درگیر شود. لذا به راحتی کودتا خنثی وآن جلاد سفاک در دارالماره محاصره و به سزای اعمال ننگین خود می رسید .و یا اگر زمانی که هانی را در دارالاماره زندانی کردند ، به حرف شریح قاضی خائن گوش نمی کردید که گفت : مردم چرا تجمع کرده اید ؟ هانی زنده است  و دارد با عبید الله مذاکره می کند . درخواست می کردید ما اینجا را رها نخواهیم کرد تا زمانی که خود هانی با ما صحبت کند دراین صورت هانی با غیرت و انقلابی با بیانات خود صحنه را تغییر می داد !

اینجاست که مردم پیمان دار عزیز ایران، از شما مردم بی وفا و پیمان شکن کوفه عبرت گرفتند و زمانی که ژنرال هایزر آمریکایی باژنرالهای پیرو پاتال مضطرب شاه در سال ۵۷ طرح یک کودتای خونین به نام ((کورتاژ)) راریختند و اعلان حکومت نظامی کردند تا مردم صحنه را خالی و سر انجام سران انقلاب و در راس آنها امام را به شهادت برسانند . امام قاطعانه در مقابل آن کودتا ایستادو به مردم اعلان کرد که به حکومت نظامی اعتناء نکنید و به خیابانها بریزید ، مردمِ گوش به فرمانِ مسلمان، کف خیابانها را از حضور به موقع خود پر کردند و جنگ خیابانی و فتح سنگر به سنگر راشروع کردند و باکمک بعضی از ارتشیان ﻣﺆمن و انقلابی پادگانها را یکی پس از دیگری به تسخیر خود در آوردند و ۲۲ بهمن را قهرمانانه خلق کردند و نگذاشتند جریان کوفه بار دیگر درتاریخ رخ بنماید و مسلم امام زمان (عج) به مسلخ رود و انقلاب اسلامی قربانی عدم تشکّل و وجودتفرقه و تشتت رهبری شود. در آن جریان بعضی ها از سر دلسوزی به امام گفتند : اگر مردم به خیابان ، قتل عام می شوند . خالی از این که اگر به خیابان نمی ریختند کودتاگرها به مطامع شوم خود رسیده و تا یک میلیون نفر را به شهادت می رساندند. آن دستور به جاو به موقع امام و آن لبیک به هنگام مردم ، رژیم راساقط و تلفات را به حداقل رساند .

و بعد از پیروزی ،انقلابیون مسلمان به این جمع بندی درست رسیدند که حفظ انقلاب اسلامی به مراتب از پیروزی آن ، سخت تر و حساس تر است، و لذا برای حفظ آن،سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کمیته های انقلاب اسلامی را تشکیل دادند و به مرور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر اساس مسئولیت ذاتی خود لکومتیو قطارمدافعیین انقلاب اسلامی یعنی بسیجی های جان بر کف شد.

تاریخ به روشنی نشان می دهد ، زمانی که یک رهبر الهی و یک مصلح دینی ، حرکت اصلاحی را شروع می کند،دشمنانی که منافع آنها به خطرافتاده است در مقابل آن حرکت ،موضع خصمانه نشان می دهند و اگر در مقابل دشمنان، یک گروه منسجم ومتشکّل نباشد که از کیان نهضت دفاع کند ،به آسانی مصلح دینی را به مسلخ می برند . مشرکان زمان حضرت شعیب پیامبر (ع) خطاب به آن حضرت گفتند : (( لولا رهطک لرجمناک )) اگر این رهط و گروه منسجم اندکِ مدافع ، که دور و ور تو را گرفته اند نبود ، تو را رجم و سنگ سار می کردیم . این رهط و گروه منسجم نبود که حضرت ابراهیم را به میان آتش انداختند و….

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، سپاه پاسداران به عنوان یک رهط و گروه منسجم مدافع به سهم خود، جانانه ازرهبرالهی و انقلاب اسلامی دفاع کرد و امام به عنوان تشکر از این عزیزان فرمودند : (( اگر سپاه نبود کشور نبود .))

وسط میدان باشید و به همه بگوئید : سپاه هراسی دشمن ، حکایت از حضور انقلابی و به موقع این عزیزان در صحنه های خطر را دارد . این رهط در مواجهه با قائله کردستان ، ترکمن صحرا ، خلق مسلمان ، خلق عرب ، فاز نظامی منافقین ، جنگ هشت ساﻟﺔ تحمیلی ، شبه کودتای۱۸ تیر ۷۸ و فتنه آمریکایی ۸۸ خوش درخشیدند . شما هم از سر قدردانی، هم گام و هم جهت با آنها باشید و در کنار هم بسیج بیست میلیونی را تقویت کنید.

وسط میدان باشید و به پاسداران جان بر کف و بسیجیان شجاع بگوئید :الآن هم اگر سپاه نباشد ، انقلاب اسلامی نیست و کشور به تاراج می رود . الآن دفاع ازانقلاب اسلامی از یک پیچیدگی خاصی برخوردار است . امروز جنگ شما با ضد انقلاب یک جنگ هوشمند چند لایه است .باید رزمایشهای صحنهء نبرد را زیاد مرور کنید ، تا خنثی کردن پاتکهای دشمن نفس گیر نباشد و به نسلهای بعد بگویید :

دور مجنون گذشت و نوبت مااست                              هر کسی پنچ روزه نوبت اوست

نوبت دفاع شما فرا رسیده است . همانند شیخ فضل الله نوری، شهید مدرس، آیت الله غفاری، آیت الله سعیدی،آیت الله مطهری، شهید چمران، شهید رجایی، خرّازی، بابایی، شهید تهرانی مقدم، علی محمدی، شهید اشرفی اصفهانی،  ذیبح الله کرمی و … ایفای نقش کنید و خود را برای شهادت در راه خدا آماده کنید . در حین مبارزه توصیه امام علی (ع) را آویزه گوش خود کنید : (( اگر کوهها از جای بجنبد تو استوار باش ، دندان بر دندان بفشارجمجمه ات را به خدابسپار .

قدمهایت را بر زمین میخکوب کن ، دیده به آخر لشکر دشمن بینداز به وقت حمله چشم فروگیر و آگاه باش که پیروزی از جانب خدای سبحان است )) خطبه نهج البلاغه .

همواره با حسین(ع) باشید و سلیمان بن صرد خزایی را نهیب  بزنید : چرا در کربلا غائب بودید و در رکاب امام خود، حضور نداشتید ؟ آیا مریض بودید یا توسط عبید الله بن زیاد به زندان افتاده بودید یا دست به یک اجتهاد بی مبنا زدید و سکوت و قعود را بر قیام ترجیح دادید ؟ اگر در جواب بگوید : درست است در آن حادﺛﺔ تعیین کننده نبودم ولی بعدها در دفاع از آن قیام ، سنگ تمام گذاشتم و جبران کردم و قیام تواّبین را بوجود آورده و رهبری کردم و در راه حسین(ع) ، جان را در طبق اخلاص گ�ید بعضی ها بگوئید شریح قاضی یک پدیده نادر و یک استثناء تاریخی است و کسی حاضر نیست فتوائی شبیه فتوای او را صادر کند . ولی ما شاهدیم که هم در جریان کودتای نوژه و هم کودتای قطب زاده یک مرجع به اصطلاح تقلید با عمامه سیاه، فتوا صادر کرد که برای پیشبرد کودتا، خون امام خمینی و تا یک میلیون نفر را بریزند تا خود به عنوان رهبر کودتا برای قتله امام و شهدای مظلوم انقلاب اسلامی، دست تکان دهد و آتش شهوت قدرت طلبی خود را اطفاء و خاموش کند .

و ما شاهد بودیم که یک به اصطلاح مرجع انقلابی با قاتلهای پسر خود ، همانگ شد و سعی می کرد که به اصطلاح خودش خواب را از چشمان امام برباید و برای آن کسی که در دوم  خرداد ۷۶ آراء زیادی را جذب کرده بود فتوا صادر کردند و در آن فتوا گفتند: (( من جای تو می بودم به مردم می گفتم تا به خیابان بریزند))تا با جانشین امام یعنی مقام معظم رهبری تسویه حساب کنند و دل صهیونیست ها و آمریکایی ها خنک شود!

وسط میدان باشید و ابن سعد را محاکمه کنید که چرا برای تصاحب ملک ری ، در مقابل قرآن ناطق قرار گرفتید و در واقع حیثیت نیم بند خانوادگی خود را پایمال کردید؟ آیا می ارزید برای رسیدن به مطامع شوم دنیا ، بر جنازه امام حسین(ع) و یارانش اسب بتازانید؟ به ابن سعدها بگوئید گول چراغ سبز و جاذبه های فریبنده دنیا را نخورید.ثابت شده است هیچ کسی از این راهها به ملک ری که حاکی از سعادت واقعی باشد نخواهد رسید. فریب دلارهای عربستان و اسرائیل و آمریکا و بطور کلّی نظام سلطه را نخورد! بدانید به عنوان سنگ استنجاء از شما استفاده خواهند کرد و ارزشی بیش از این برای شما قائل نیستند به خاطر اینکه فرهنگ (اصاله المنفعه) بر آنها حاکم است و یک آرمان انسانی را دنبال نمی کنند و وقتی تاریخ مصرف شما تمام شد با بی اعتنائی و بی احترامی شما را پرت خواهند کرد و چوب حرّاج بر کالای بنجل شما خواهند زد.

آیا از مسافرین برلین که کشف هویت کردند و از افرادی مثل شیر خر خورده های لندن نشین که ستاد براندازی و به اصطلاح اطاق فکر تشکیل دادند و الآن برای ادامه کار خائنانه و بی نتیجه خود به دریوزگی افتاده و کاسه گدائی را بدست گرفته و در خانه سعودی ها و صهیونیست ها و …. را با سرافکندگی می زنند و به کاسه لیسی آنها مشغولند عبرت نمی گیرند؟

در وسط میدان  باشید و به حرّ بن یزید  ریاحی درود بفرستید وآن اقدام تاریخی که ازدنیا با آن همه جاذبه گذشت را،  تحسین کنید که الگوئی برای آینده های تاریخ شد و افرادی مثل حاج طیّب رضائی و شاهرخ ضرغام و…. به او ﺗﺄسی کردند و صحنه های زیبائی به زیبائی حرّ ، خلقکردند ، به طوریکه امام فرمود : طیّب حرّ زمان بود و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به گفته شهید حاج مهدی عراقی: امام بعد از فرستادن فاتحه  به روان پاک آن شهید باغیرت فرمود :  (( طیّب تو عاقبت به خیر شدید ، از خدا بخواه خمینی هم عاقبت به خیر شود ))!

آری حرّ، الگوی انسانهای آزاداه است . حرّ شهید درحالی که به امام حسین (ع) نامه ننوشته بود، ولی سر بزنگاه دست به یک تصمیم  کبری و اقدام مردانه زد . در عین حال که یقین صد در صد داشت که تبعیّت از حسین(ع) یعنی کشته شدن غریبانه . ولی مع الوصف ازآنجائی که واقعاً اسم با مسمائی بود، آزادانه مرگ شرافتمندانه را بر زندگی ذلیلانه ترجیح دادند و صحنه تماشائی را خلق و جریده تاریخ رادرخشنده کرد.

زمام دل به کسی داده ام من درویش                               که نیستیش بکس از تاج و تخت پروائی

               در آن مقام که خوبان ز غمزه تیغ زدند                                عجب مدار سری افتاده در پائی

 (حافظ)

  در وسط میدان باشید و به کسانی که زمینه حرّ بودن را دارند بگوئید الآن کربلائی به وسعت زمین و زمان ایجاد شده و تا فروغ عمرتان غروب نکرده است ازاین عاشورای مغتنم ،استفاده کنید . مگر نمی بینید الآن دوپرچم در اهتزاز است؟ یک پرچم دردست نظام سلطه که به مراتب ازیزید بی رحم تر، ظالم تر، ضد بشر تر و… است و یک پرچم در دست فرزند حسین(ع)،یعنی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای-که پرچم را از دست امام عزیز تحویل گرفته اند- در اهتزاز است؟چرا معطلید؟ امامی که می خواهد مثل استادش امام خمینی به مرّ اسلام عمل کندو در مرام او،هدف وسیله را توجیه نمی کند .یکی از عناصر مهم جهادی تعریف کردند ما یک ضد انقلاب را با یک طرفند به دام انداختیم و به آقا گزارش دادیم آقا ناراحت شد و فرمودند: چون شما به او تامین داده اید نا جوان مردانه است که او را گرفتارکنید . او راببرید همان جائی که او را گرفته اید و رهایش کنید و او را رها کردیم . و این یک شیوﺓ مبارزه و برخورد با دشمن است و نباید فراموش شود .

صحنه های وسیعی ایجاد شده است ، همه می توانند وارد میدان شوند ، اگر می خواهید از حجاب و ناموس و عفت دفاع کنید زمینه مهیااست و این و گوی و این میدان ، با حجاب خود و دفاع از ناموس و عفت عمومی، ارواح شهداءرا شاد ومسرور کنید . اگرجوان مردید و می خواهید از مظلوم دفاع کنید ، از مواضع ضد ظلم نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع کنید . اگر وطن خواهید و شعار «چو ایران نباشد تن من مباد» را قبول دارید در دفاع از وطن برخیزید و دندان طمع دشمن را با حضور خود و تبعیّت از آقا بکنید . مگر نه مدافعین جان برکف دفاع مقدس که وطن، مورد تهاجم دشمن خارجی قرار گرفته بود تنشان در مقابل تانکهای دشمن قرار گرفت و در یک نبرد نا برابر ازکشته پشته ساختند و به حول و قوه الهی دشمن متجاوز را تا فراسوی مرزهای ایران اسلامی تار و مار کردند و آنها را از اقدام نظامی و سیاسیﻣﺄیوس و نا امیدکردند . شما هم هر چه توان واستعداد دارید به کار گیرید . اگر توان نظامی دارید ضمن انجام کارهای فردی در قالب گردانهای کربلا و امام حسین(ع) سازماندهی شوید ،و اگر توان فرهنگی و هنری دارید به عنوان افسران جنگ نرم پا به میدان جنگی ظریف و پیچیده بگذارید و جلو قتل عام فرهنگی دشمن را بگیریدو اگر استعداد کار اقتصادی و تولیدی دارید به کارهای اقتصادی خود در راستای اقتصاد مقاومتی جهت بدهید و …

وسط میدان باشید و بگوئید :ازآهنگران کوفه عبرت بگیرید که چگونه از روز ششم محرم بازار آهنگران کوفه محل رفت و آمد و خرید و فروش شمشیر و زره و کلاه خود و تیز کردن شمشیر و آغشته کردن آن با سم مهلک بود! آنها شمشیر را علیه امام حسین(ع)تیز و آن را با سم آلوده میکردند . اف برآن جماعت منفعت طلب و مادی مسلک بی تعهّد . وقتی به هر قیمتی ملاک در آوردن پول باشد و ارزشهای انسانی در لابه لای مال دوستی گم و انسانیت در زیر چرخ اقتصاد له شود که -ارمغان  فرهنگ سرمایه داری غرب است- از این بهتر نمی شود .

اگر ملاک دنیا باشد ، گروهی شمشیرها را تیز و مسموم می کنند و گروهی به خیمه ها حمله و گوشواره از گوش دردانه ها بیرون می آورند .و مگرالآن عده ای ازانسانیّت و مردانگی بی خبر ، با توزیع مواد افیانی گل های ایران زمین را پرپر نمی کنند ؟ و مگر افرادی با صهیونیست  ها هماهنگ نشدند و بخاطر دلار، دانشمندان هسته ای را بهشهادت نرساندندو فرزندان آنها را یتیم نکردند ؟ و …. باید از شرّ هوای نفس به خدا پناه برد. اینحا است که گفته اند : ((هر کس از پول گذشت از پل خواهد گذشت ))

آورده اند کسی در مرگ دکاندار همسایه اش بی تابی می کرد . از علّت جویا شدند . در جواب گفت: زمانی که در جلو دکان اودکان باز کردم ،ایشان هر روز دوساعت زودتر دکان را می بست تا مشتریهای من زیاد شوند .و این حرکت جوانمردانه مرا شیفته او کردهاست. بیدارشوید تا کارازکار نگذشته است ، به فطرت انسانی خود برگردید وبدانید تا کوی دوست یک قدم راه بیشتر نیست : ((یک قدم به روی نفس و یک گام به کوی دوست )).

گوهر پاک بباید که شود قابل فیض                            ورنه هر سنگ و گلی ﻟﺆﻟﺆو مرجان نشود

ذرّه را تانبود همت عالی حافظ                             طالب چشمه خورشید درخشان نشود

وسط میدانباشدید و به صحنه کربلا نگاه کنید که چقدر زیبا و دل نشین است .انسان یک پازل و جور چین را مشاهده می کند که در مجموع هر کدام از آن قطعه ها به این نظام ، زیبائی بخشیده اند. امام حسین (ع) ، قرآن ناطق است و قرآن کریم را باحرکات و سکناتش تفسیر و تبیین و ﺗﺄویل می کند. حضرت عباس عملاً مرد شماره دوی  نهضت است و وفاداری  و پایداری و شجاعت حیدری را در معرض نمایش قرار می دهد . حضرت علی اکبر به عنوان پسر ارشد امام حسین(ع) که خلقاً وخلقاً شبیه ترین فرد بنی هاشم به رسول اکرم است ، نقش بی بدیلی را ایفا می کند. ظهیر بنقین را مشاهده  می کنید که به عنوان یک فرد عثمانی، میاﻧﺔچندانی هم با خاندان نبوّت ندارد ،ولی در دفاع از امام حسین(ع) از همه چیز می گذرد و همه چیز را بدست می اورد . حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه را ملاحظه می کنید که به عنوان پیر غلامان امام حسین(ع) ریش های سفید خود را با خون خود خضاب می کنند و به همه می آموزند که دفاع از حق ، پیر و جوان نمی شناسد و باید در هر سن و سالی آماده فداکاری بود ، وهب و مادرش را ملاحظه می کنید که صبر وپایداری در راه هدف مقدس را به خانواده های شهید  می آموزند که بایدفرزندان را به  میدان فرستاد و بعد از شهادت آنها کوچکترین حرکتی که دال بر ضعف خانوادۀ شهداء باشد از خود نشان نداد ، حرّ را می بینید که با توبه عملی خود جبران مافات ، و امام زمانش را از خود راضی و خوشنود می کند. سعید بن عبدالله را می بینید که در حین نماز جماعتِ حسین(ع) و یارانش سینه خود را سپر بلای امام خود می کند و تیرها، یکی پس از دیگری بدن مقدس او را در می یابند تا به امام اصابت نکنند و به همه درس می دهد که باید سپر بلای رهبر الهی شد. و در آخر حضرت امام سجّاد و حضرت زینب کبری را می یابید که به عنوان مدافعان خون شهداء ، نقش زیبای خود را ایفا می کنند و در مقابل دستگاه تبلیغاتی نظام طاغوتی بنی امیه می ایستند و در آن جنگ نرم فرهنگی نا متقارن و نابرابر چهره کریه آنها را رسوا می کنند و پیام شهدای کربلا رابه نسلهای آینده می رسانند و جهان بشریت ، با دریافت این پیام تاریخی به فلاح و رستگاری خواهد رسید و این سرنوشت محتوم و محکوم بشریت و آینده حتمی تاریخ است که این پیام توسط فرزند امام حسین (ع) یعنی حضرت مهدی (عج) به گوش جهانیان خواهد رسید و آنها را نجات خواهد داد . این است که زینب کبری (س)می فرماید: ((ما رایت الا جمیلا)) من جز زیبائی چیزی را ندیدم . آن حضرت از جوانب مختلف به واقعه نگاه می کنند و لذا چیزی جز زیبائی وجود ندارد .

وسط میدان باشید و نیک بنگرید که چگونه مردم ایران این صحنه را در میدان عمل پیاده کردند؟ انقلاب اسلامی ﻣﺘﺄثر و منبعث از نهضت امام حسین (ع) است . امام و یارانش ابتدا فریاد هائی بر تحریف های  عاشورا داشتند و با بیان و بنان و اقعه عاشورا را از تحریف ها نجات دادند .  یکی از تحریفهای عاشورا این بود که بر مبنای تلقی عمومی ، نهضت امام حسین(ع) یک نهضت منحصر به فرد است و در یک قطعه ای ازتاریخ رخ داده است و قابل ﺗﺄسی و تبعیّت نیست . و حال اینکه امام حسین(ع) فرموده است :  ((نهضت من برای شما اسوه و قدوه است)) و در جای دیگر می فرماید : ((مثل من ، نباید با مثل یزید بیعت کند)) .

بعد از تبیین درست واقعه عاشوراو تشریح واقعی وضعیت رژیم منحوس پهلوی، مردم واقف به تکلیف شرعی و انقلابی خود شدند و پشت سر مرجع تقلید خود که در سر حدّ عصمت بود یعنی امام خمینی قرار گرفتند و شعار دادند ((نهضت ما حسینیّه ،رهبر ما خمینیّه )) در آن صحنه، صفوف امام حسین (ع) و یزید مشخص و عاشورائی دیگر بر پا شد. ولی با این تفاوت، که حضور پر رنگ مردم در میدان نبرد طوماردو هزار و پانصد سالهء رژیم ستم شاهی را در هم پیچید. و زمانی که صدام به تحریک ابرقدرتهای ضد بشر به ایران اسلامی برای نابودی نظام نوپای ما ، حمله کرد ، مردم باز منسجم تر به تبعیّت از امام در مقابل آن تهاجم وسیع صف آرائی کردند و برای آن مستبد سفاک پیام فرستادند : ((صدام یزید کافر این آخرین پیام است )) باز دو صف متخالف و متضاد در مقابل هم صف آرائی کردند و این بارباز پیروز میدان ، عاشورائیان بودند .

در آن رزمگاه صحنه های تماشائی به منصه ظهور پیوست . مقام معظم رهبری و شهید چمران ستاد جنگهای نام منظم تشکیل دادند و با حملات ایزائی و گرفتن تلفات قابل توجه، دشمن را در جنوب زمین گیر کردند. در آن آوردگاه درخشندگی چهره سردار چمران بیشتر شد.  شهیدی که در جنوب لبنان و کردستان و پاوه، در کنار پاسداران فداکار و ارتشیان جان بر کف و شیر زنانی مثل شهید فوزیه شیر دل ، حماسه ها خلق کرده بود، به عنوان طراح یک مکتب دفاعی نامتقارن مطرح شد.

در گیلان غرب ، شهری که  به عنوان سنبل استقامت در ﺧﻄﺔ غرب کشور مطرح است ، در روستای گورسفید خانم فرنگیز حیدر پور با تبر گردن یک افسر عراقی را قطع و دیگری را به اسارت گرفت و به زنان ایران اسلامی پیام فرستاد: که زینب وار با تمام توان مدافع وطن و دست آورد های انقلاب اسلامی باشید و زنان ایثارگر ایران اسلامی و همسران و مادران و خواهران شهداء ،صحنه هائی خلق کردند که تاریخ قادر به ثبت آن وقایع نیست . سرگرد با شرافت و با غیرتی بنام سرگرد ادبیان پیدا شد که در مقابل دشمن ایستاد و تا آخرین لحظات عمر پر برکتش از مرخصی استفاده نکرد و تصریح کرد تا  زمانی که دشمن متجاوز را به عقب نرانیم به پشت جبهه نخواهم رفت تا سرانجام جان را در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم جانان کرد و جنازهء مقدسش بالای دستان با کفایت مردم با غیرت کرمانشاه تشییع شد و به پاسداران و ارتشایان ، درسدفاع از وطن اسلامی آموخت، و سید سالاری مثل شهید محمد سعید جعفری را مشاهده می کنیم که در جبهه فرهنگی میدان دارست ولی این بار از باب ضرورت در چهره یک رزمنده نظامی ظاهر می شود و درسی فراموش نشدنی به جبهه حزب الله می آموزد که باید بر اساس مقتضیّات زمان ،در چهره های مختلف به دفاع برخواست و همواره قیام را بر قعود ترجیح داد.و شهید شیرودی، شمشادیان، کشوری، بابائی، آب شناسان،صیاد، خرّازی، احمد کاظمی، باکریها، زین الدین، برونسی و شهید قلیوند و …. به برکت رهبری الهی امام خمینی پیدا شدند که هر کدام تداعی کننده شهدای کربلا بودند . چون عاشورائی ، از مرام امام حسین (ع) دفاع کردند، هر کدام تداعی کنندۀ شهدای کربلا بودند ، لذا  نام نیکشان همیشه در قاموس عاشورا ثبت است . ملاحظه کنید که چگونه تاریخ عاشورا تکرار شد . حاج بخشی ولایت مدار ، تداعی کننده حبیب ابن مظاهر شد و شهید فهمیده تداعی کننده حضرت قاسم و شهید دکتر چمران تداعی کننده حضرت ابوالفضل و شهید باقری سنگر ساز بی سنگر تداعی کننده سعید بن عبدالله و مادران شهداء و همسران آنها تداعی کنندۀ مادر وهب و در رأس امام خمینی تداعی کنندۀ امام حسین (ع) است .الآن هم عاشورائیان پشت سر امام خامنه ای در مقابل یزیدیان ، شعار «هیهات من الذلّه» شان در سطح جهان طنین انداز است . مبارزه شان باتوکل بر خدا و بحول و قوه الهی تامحو یزیدیان ادامه خواهد داشت و به رغم میل  قلبی بعضی از پشیمان ها،  هم با اسرائیل و هم با امریکا سر مبارزه جانانه دارند.

وسط میدان باشید و به همه بگوئید: راهی که ما انتخاب کرده ایم همراه با نگرانی و اضطراب نیست. چون تسلیم و رضای حسینی جایی برای دلهره نگذاشته است . مگر جز این است که ما «بین الحسنین» در حال نوسانیم؟یا با شهادت به فیض عظما می رسیم و یا با پیروزی بر خصم زبون، به فلاح و رستگاری دنیا وآخرت ،نائل خواهیم شد. به حول قوه اللهی شکستی در ساحت ما راه ندارد پس از چه و از کی واهمه و ترس داشته باشیم ؟ و در تاریخ است که در صحنه کربلا شهداء هرچه به آخرین لحظات شهادت نزدیکتر می شدند چهره شان گلگون تر می شد. ما هم چون در راهیم و جلو دارمان امام حسین (ع) است شادو غبراق به جلو می تازیم و شب دیجور و ظلمانی ظلم و ستم را با فروغ امید نجات بشریت روشن می سازیم و هر آن به روز موعود ظهور منجی ارواحنا فدا نزدیکتر می شویم. اگر دلواپس و نگرانیم، نگران از فراق آن حضرتیم.

میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان                    هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان

                   دوران همی نویسد بر عارضش خطی خوش                   یا رب نوشتهء بد از یار ما بگردان

وسط میدان باشید و به مرزداران فرهنگی و نظامی بگوئید: پاسبان حریم حسینی باشید و (( نافع بر هلال )) وار از خیمه ها پاسداری کنید. دل به دنیا نبندید ودر حدّ ضرورت امرار معاش کنید تا هیچ جاذبه و سیگنالی نتواند شما را از پای در بیاورد و بدانید در پیشگاه خدای متعال امتحان پس میدهید. در شب عاشورا در آغازین آن شب(( نافع بن هلال)) که به پاسداری از حریم خیمه ها ایستاده بود امام حسین (ع) را مشاهده کرد که در آن تاریکی از خیمه ها دور می شود. امام که آمده بود تا پستی و بلندی های زمین پیرامون خیمه ها را براورد کند، دست (( نافع )) که شتاب زده خود را به امام رسانده بود گرفت وبه اوفرمود : نمی خواهی خود را از مرگ برهانی؟ نافع بن هلال خود را به پای امام انداخت و گفت:مادرم بر من بگرید: من این شمشیر را به هزار درهم خریده ام،آن اسب را نیز به هزار درهم دیگر. قسم به آن خدائی که با حبّ شما بر من منّت نهاده است بین من و شما جدایی نخواهد افتاد مگر آن وقت که این شمشیر کند شود و آن اسب خسته ( موسوعه کلمات الامام حسین ص ۴۰۶)

ای کسانی که در جبهه فرهنگی و نظامی و … نقش (( نافع بن هلال)) را ایفا می کنید نکند حبّ دینارو دنیا بین شما و امام جدائی بیندازد و خیمه ها را بدست گرگ صفتان بسپارید و  ننگ و نفرت ابدی برای خود خریدار شوید و از فرماندهان بی کفایت امام حسن مجتبی (ع) و دگر اندیشهای دنیا طلب که می خواستند به خیال خام خود امام خمینی را به موزه تاریخ بفرستند و از((ضحاک بن عبد الله مشرقی)) عبرت بگیرید. روز عاشورا را بنگرید که دو نفر دو اسب تازه نفس را در نظر گرفته اند که دو تصمیم متضاد را اتّخاذ کنند. یکی از آنها حرّ بن یزید ریاحی است.آن کسی که جلو امام حسین (ع) را از پیشروی سدّ کرد.آن کسی که اولین بار کودکان حرم را ترساند.آن کسی که سایه به ساﯾﺔ امام را تا کربلا تعقیب کرد. آن کسی که شجاعت و صلابتش زبانزد عام و خاص بود . راوی می‌گوید:حرّ را مشاهده کردم که رنگ از رخسارش پریده بود و به شدّت می لرزید و با خود گفتم حرّ که از شجاعان عرب است چرا بر خود می لرزد؟ مشاهده کردم سوار بر اسب شد و به طرف خیمه های امام حسین(ع) حرکت کرد نرسیده به خیمه ها از اسب پیاده شد،  چکمه هایش را درآورد و به هم بست و به گردن انداخت و با یک دست قرآن و با دست دیگرش شمشیر را حمل کرده و به امام میگوید: یا مرا به این قرآن ببخش یا با این شمشیر گردن مرا بزن تا از این عذاب وجدان راحت شوم. امام او را بخشید و بلا فاصله به سوی لشگریان ابن سعد با چهره ای بر افروخته برگشت و جنگ نمایانی که در تراز خودش بود به نمایش گذاشت و شربت شهادت را  سر افرازانه نوشید و از طرف دیگر (( ضحاک بن عبدالله مشرقی )) را می بینید که از سر صبح تا آخر روز در رکاب امام حسین(ع) جنگیده بود. ولی شیطان او را وسوسه کرد و اسب تازه نفس خود را از خیمه بیرون آورد و فرار را بر قرار ترجیح و ننگ ابدی را برای خود به ارمغان اورد!!!

اینجا چشم حقیقت بین می خواهد که از حرّ بن یزید ریاحی درس و از (( ضحاک بن عبدالله مشرقی )) عبرت بگیرد. وازآن کسی که یک پای خود را در کربلای ایران از دست داد ولی تقلید از مراجع عظام را کار میمون و حکم ارتدادش صادر شد عبرت و از شاطیه مصری سینما گر و بی حجاب که مقلد امام شد و مروّج حجاب ،  درس. و از آن خانم با حجاب که الآن در کنار شیر خر خورده های لندن نشین برای خوشایند صهیونیست ها و امریکا انجام وظیفه می کند عبرت گرفت. بفرموده امام علی (ع) (( عبرت زیاد است ولی عبرت گیر کم )) .

وسط میدان باشید و بگویید به بهانه های واهی از وسط مبارزه  خود را به حاشیه نکشانید واولویت شما حفظ جان نباشد بلکه جان فشانی در راه هدف مقدس،  اولویت اول باشد. در مبارزه و تا آخرین نفس ایستادن، به (( محمد بن بشیر خضرمی )) اقتدا کنید که پسرش در سر حدات مملکت ری به اسارت در آمده بود، امام حسین ( ع ) به او فرمود: به دنبال نجات پسرت باش! ایشان در جواب گفتند: (( در عوض جان او و جان خویش پاداش را از خالق جان ها خواهم گرفت دوست نمی داشتم که او را اسیر کنند و من بمانم..)) اللهوف ص ۹۴ و ۹۳ یعنی چه خوب است که اسیری او زمانی رخ نموده است که من نیز دیری در جهان نخواهم ماند. حالا آنها که در جریان فتنه ۸۸ به خیال واهی خود کار انقلاب اسلامی را تمام شده می پنداشتند چه می گویند که امام بیعت خویش را از آنها برنداشته بودند، سعی وافر داشتند که خود و اهل و عیال را با هزاران توجیه شیطان پسند اسیرو بندۀ دشمن کنند و وقیحانه شال سبز فتنه به گردن بیندازند و در کنار سگ بازها علیه امام شعار دهند و خیمه های امام حسین(ع) را بسوزانند و بر اعمال ننگین خود افتخار و آن را توجیه عامه پسند کنند !؟ واقعا گاهاً تاریخ تکرار می شود ((الناس کالناس و الایام واحده)) مردم یک مردمند و روزگار هم واحد است(( و تشابهت قلوبهم )) قلبهایشان هم شبیه به هم است. انسان به عینه در این طرف قضیه هم یزید رامی بیند و هم کارگزاران و مجریان منویات شومش. و هم عبید الله زیاد را مشاهده می کند وهم ابن سعد دنیا طلب وهم بی بصیرتهائی که به راحتی به نفع جبهه باطل سازماندهی می شوند و هم قاطبه مردم را مشاهده می کند که جزءخواص با بصیرت شده اند و ذهنشان دست کاری نمیشود و هیچ وقت حاضر نیستند که امام حسین(ع) را در وسط میدان تنها بگذارند.

در وسط میدان باشید و بگویید: در خط حسین (ع) بودن در صورتی حقیقت دارد که تولّی و تبرّی داشته باشید. یعنی با دوستان حسین(ع) دوست وبا دشمنان آن حضرت دشمن. مگر امکان دارد کسانی که بحث خودی و غیر خودی را جدی نمی گیرند حسینی باشند؟

بگویید: کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را با شرایطش ترک کنند با حسین (ع) نیستند.

بگویید:حسینیان سزاوار ترین کسانی هستند که به یاری دین بر می خیزند و شریعت مطهر را عزیز میدارند و در راه خدا جهاد و مجاهدت میکنند و همواره در مقابل انحرافات می ایستند تا انقلاب اسلامی از محتوا و درون مایه تهی و خالی نشود و به مرور زمان به ضد خود تبدیل نشود.

بگویید: روحیه جهاد و شهادت طلبی خود را همواره حفظ کنید.نیک میدانید که بالاترین فضل، شهادت در راه خداست. رسول اکرم (ص) میفرماید: (( فوق کل برّ برّ حتی یقتل الرجل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه برّ)) کافی:۲/۳۴۸/۴٫

بالای هر نیکوکاری  نیکو کاری دیگری است تا انگاه که انسان در راه خدا کشته شودو چون در راه خدا کشته شد بالاتر از آن نیکی، ارزشی وجود ندارد یا در جای دیگر می فرماید: (( اشرف الموت قتل الشهاده)) بحارالانوار۱۰۰۰/۸/۴

شرافت مندانه ترین مرگ شهادت است. انسان اگر بخواهد جاودانه بماند  و همواره غالب لا مغلوب و شکست ناپذیر باشد باید در جرگه حسین (ع)  قرار گیرد.

بگویید: هر چند در اسلام خوردن خاک حرام است ولی شما از نظر شرع مقدس  این اجازه را دارید که کام فرزندان خود را پس از ولادت، با تربت  حسین(ع) بردارید تا خاک دامن گیر حسین (ع) دامن فرزندان  شما را بگیرد تا به دامن یزیدیان نیفتند.

بگویید: حسینیان عدالت محورند و برای اجرای عدالت جانفشانی می کنند و این عدالت از شاخصها و مختصات حسینیان است و میتوان به وسیله آن حسینیان را از یزیدیان حرام خوار تشخیص داد. باید تنور نهضت عمومی عدالت خواهی را داغ نگه داشت و بعضاآدمهای حرام خوار سوء استفاده چی را با آن داغ نمود.

به زنان مسلمان ، همسران و مادران و خواهران  شهداءتاکید کنید  که در دفاع از حسین (ع) و راه آن حضرت همانند شهداءتا پای جان وسط میدان باشید  و زینب وار دفاع از رهبر الهی را که شهداءدر این راه جان خود را در طبق اخلاص گذاشته اند سر دست بگیرید و عرصه را بر ابن سعدها و عبید الله بن زیاد و … تنگ کنید. و در این زمینه ،طوعه و همسر زهیر و ام وهب و مادر عمرو و همسرمسلم بن عوسجه و در رأس زینب کبری (س) را مقتدای خود بدانید، که مبادا زمانه شما را به ورطه هولناک بی تفاوتی بیندازد. در گستره زمین و زمان شعور و شور را با هم به عنوان دو بال پرواز داشته باشید. حرکت منهای یکی از این دو باعث میشود که امریکا و انگلیس و… هم از خانواده شهداءالعیاذ باالله اعلان  رضایت کنند. شور همراه با شعور وبصیرت است  که متوکل ها و رضا خانها و فتنه گرهای سال ۸۸ را عصبانی می کند.

به همه بگویید: اگر خون و نژاد و باندو تبار و جریان، جای آموزه های وحیانی را بگیرد، ولید برادر مادری خلیفه سوم که مست لا یعقل بوده و محراب و منبر را با استفراغ شراب خود،آلوده میکند، فرماندارکوفه می شود و فرج دبّاغ(سروش) لندن نشین که آیات قرآنی را تجربه بشری میداند ودر یک کلام منکر وحیانی بودن قرآن میشود ، الگو و مقتداءقرار می گیرد!

به همه بگویید: عبید و بنده دنیا نباشید و عمق دینی پیدا کنید و مبادا دین ﻟﻘﻟﻘﺔ زبان باشد. و با زهدو کرامت نفس و یاد مرگ سبک بار و سبک بال حرکت کنید تا اگر بر سر دو راهی سرنوشت ساز انتخاب قرار گرفتید دین را با طیب خاطر بر دنیا ترجیح دهید.

به زبیر ها و طلحه های طیول دار و مال اندوز و زمین خوار بگویید شما دیگر به جرگه قارون و راکفلرها و … پیوسته اید و علی رغم سوابق جبهه و جهاد تان ربطی به ما ندارید و مردم فهیم ما این را نیک می دانند. این رسم روزگار است که در بستر زمان ریزشهائی رخ می دهد وما به این رویشهائی که چشم روشنی امام زمانند مانند شهید شهریاری و … دل بسته ایم. به رویشهای امید بخش بگویید: از این ریزشی های منفور و بی بصیرت عبرت بگیرید و همواره در شدائد و سختی های توان فرسا به  خدای تبارک و تعالی تکیه کنید. مبادا در نهان خانه قلب کوچکترین توجهی به قدرت های توخالی داشته باشید.هر رنج وبلائی که در این مسیر نصیبتان شود باید سهل و آسان باشد چون در محضر خدای منّان مبتلا می شوید. همیشه کلام امام عزیز که فرمود : (( عالم محضر خداست)) را آویزۀ گوش کنید. به همه بگویید مگرنه هرشب و روز عاشورا است پس این شب و روزها را به عنوان مهلت، با خدای خود، به یاد حسین(ع) و یارانش و به یاد شهدای کربلای  ایران به رازو نیاز بپردازید و به زبان آورید که می خواهم خود را همانند حسین (ع) قربانی کنم و در راه هدفم به فیض عظمای شهادت نائل شوم و خود را نه خودیت را بالای دست بگیرید و بگوئید: ((اللهم تقبل منا هذا القربان )) خدایا این قربانی را از من قبول کن. در آخر، پیام ها زیاد و در کتاب نمی گنجند. ولی همه این پیامها حول این نکته سرنوشت ساز می چرخد که حسین (ع ) را تنها نگذارید و صدای(( هل من ناصر)) او را با گوش جان بشنوید. لبیک گویان پا در رکاب باشید. فوز و فیروزی بالاتر از استقامت در راه هدف الهی نیست و هر کسی نمی تواند مرد این میدان باشد .

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند                         و انکه این کار ندانست در انکار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر                          یادگاری که در این گنبد دوّار نماند

                                                                                                                                                                   حافظ



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : دسته‌بندی نشده