Translate to:

 
نویسنده : admin
تاریخ : شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۴

 

دیدار “حسن” در بیمارستان خرمشهر، مقر گردان کمیل قبل از عزیمت به شلمچه و شرکت در عملیات کربلا پنج

 

چند روزی از شهادت “حجت و فیروز” گذشته بود، در محوطه مقر سرودهای جشن انقلاب پخش میشد شاید اوایل دهه فجر بود،  برای کاری از خط شلمچه وجزیره بوارین و گردان نصفه و نیمه  شده امان” کمیل”،  به بیمارستان خرمشهر آمدم .

(((گردانی که حال  اکثر فرماندهانش  شهید شده بودند،  فرمانده  و معاون گردان، معاون دوم گردان،فرمانده  گروهان دو (شهید بالفکه) ،فرمانده و معاون دوم گروهان یک به ترتیب، مجروح و شهید(فیض الله اکبری از سپاه نور آباد) و آنچه از آن صحنه شهادت حجت و فیروز به یاد مانده درکنار سینه شکافته و خونین حجت، سه یا چهار شهید دیگر بدنهای پاره پاره اشان بر خاک افتاده بود.ضمن اینکه  فیروز ، مجروح  به عقب برده شد و این امیدواری و قوت قلب همچنان وجود داشت  که بعد از حجت  فیروز هست ! و  قبل از دیدار خانواده در زادگاهمان که به دلیل بمباران به آنجا رفته بودند در بدو ورود به روستا  زنده یاد مرحوم خسروی مسول تدارکات گردان با مقدمه ای شهادت فیروز را یادآور شد خبری که حقیقتا باورش سخت بود ،تا دیدن پلاکاردهای روی دیوار…))))

“حسن” آنجا بود با دیدنش تمام بغض های تلنبار شده، بار دیگر با اشک جاری شد، دیکلمه ای در فراق حجت نوشته بود و همچنانکه در راهرو و اتاقهای نیمه ویران بیمارستان قدم میزدیم او میخواند و اشکی که همزمان صورتهایمان را خیس میکرد.  از آن دیکله زیبا که با در دانه های اشک حسن همراه بود چند جمله ای در ذهن ماندگار شد “”” حقت را نشناختند و مظلوم بودی و مظلومانه به شهادت رسیدی . آرزویت پوشیدن لباس سبز سپاه بود  و آنگاه رسیدن به معشوقت و لیک  آنرا از تو دریغ نمودند . شمس را در پشت میغ پنهان داشتند”””

در آخر گفت شهرام ( محمد علیم ) را دیدم و پس از شنیدن خبر شهادت حجت ناله ها کرد و در میان اشک و آه جمله ای گفت : ای…..شهیدم.   و “علیم” هم چند روز بعد به حجت پیوست در وارستگی  شهید محمدعلیم عباسی این  نکته کافیست   که به نقل از مرحوم آیت الله علوی ”  محمد علیم از اولیای  خدا بود”.

پس از آن دیدار به یاد ماندنی با “حسن “در آن  بیمارستان نیمه ویران  خرمشهر با تعقیب و گریزی نفس گیر با   “اصغر رضایی”  بسختی موفق به برگشت مجدد به گردان کمیل وجزیره بوارین شدم

چند روز بعد در بازگشت از جزیره بوارین و در حاشیه نخلهای اکثرا سوخته و بی سرش ، گردان کمیل که همچنان به ستون ایستاده بود! نیرویی بود به استعداد کمتر از گروهان! که جای آنرا نیروهای تازه نفس گردان محبین به فرماندهی سرداران شهید علی محمد کوشکی و علی مروت طرهانی پر کرد که هر دو با هم شب بعد در همان خط به شهادت رسیدند

شادی ارواح پاک و طیبشان فاتحه مع الصلوات
 ما را از دعای خیرتان  در این ماه پر برکت محروم نفرمایید

 



[ موضوع ] : دسته‌بندی نشده
[ برچسب ها ] :
نظر شما در مورد اين پست چيست ؟