Translate to:

 
شهید سیروس تیموری
نویسنده : admin
تاریخ : پنج شنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۴

یادی از بسیجی شهید و نوجوان سفر کرده امان،سیروس تیموری، او که علی رغم سن وسال کم دنیایی از معرفت،شجاعت، و ایمان و اخلاص به حضرتش بود و در بین هم سالان شخصیتی بسیار شاخص و متین

 

 

m8vx_img_0401.jpg

 

ikdq_img_0287.jpg

 

وصیتنامه :

بسم الله الرحمن الرحیم

چه کشته شویم و چه بکشیم ،پیروزیم

امام امت

دستانم طاقت ندارند و جسم خسته است و نمی توانم واقعاً آنچه را که می خواهم بنویسم و روی کاغذ بیاورم، آری جسمی دارم پر از گناه، جسمی دارم که حقیقتاً سنگین است و نمی توانم آن را تحمل کنم و به همین خاطر است که می خواهم از آن در بیابم و خودم را راحت کنم، آری عزیزانی که برایم گریه می کنید روحم را شاد می کنید اگر ما بین این گریه برایم دعا کنید که حداقل خدا مرا ببخشد و دگر بار می گویم ای مادر، مادرجگر سوخته ام این راهی است که باید همه برویم و چه خوب حال من جلوتر از شما به سوی مرگ رفتم، امید دارم که همیشه که بیاد من می افتی واقعاً از ته دلت از میان قلب پر از مهرت بگویی فرزندم، شیرم حلالت تا من نیز خوشحال شوم با چهره ای سر بلند به پیش مولایم اما حسین بروم و پدرم، پدر رنج کشیده ام، چقدر دلم شکسته است که نتوانستم روی تو را بوسه زنم و بعد به جبهه بیایم اما خود دانی که نتوانستم، پدر جان از تو نیز تقاضایی دارم از تو می خوام هنگامی که بیاد من افتادی و اقعاً ازمیان ان قلب رنج کشیده است و با آن دستان پینه بسته است بسوی خدا دعا کنی که رنجم را حلالش کردم، تو نیز او را بیامرز، خواهرانم شما نیز مانند زینب باشید. البته من مثل امام حسین(ع)نیستم و حتی به خاک پای وی نیز نمی رسم، صبور و بردبار باشید وبه هنگام سختی به خدا پناه ببرید و از او طلب مغفرت بخواهید. برادرانم شما بودید که مرا راهنمایی میکردید و حالا نیز راهنمایی برای یکدیگر باشید تا هیچ وقت شکست نخورید، فامیل های عزیزم شما چه خوب و مهربان بودید و این من بودم که همیشه دل های شما را می شکستم و امید دارم همگی مرا حلال کنید تا سربلند به آن دنیا بروم. ای رفقای عزیز و ای برادران دینیم از شما صمیمانه و از ته قلب معذرت می خواهم، و شما نیز مرا حلال و ببخشید، هم کلاسیان و همسنگران مدرسه ام، شما نیز مرا ببخشید و راه مرا ادامه دهید و از دو سنگر مدرسه و جبهه به دشمنان اسلام حمله برید و آن ها را سرکوب کنید تا نتوانند علیه شما توطعه ای کنند. امت مسلمان و ای عزیزان پاسدار من خیلی از سپاه خوشم می آمد اما خواستم اول دیپلم را بگیرم و بعد به سپاه بروم اما نتوانستم و این را از شما می خواهم اگر جنازه ام به دستتان رسید بر آن تابوت من لباس سپاه بگذارید و چرخی درون سپاه بزنید تا بدانم واقعاً پاسدار بودم که از این دنیا رفتم. باری اگرجسم من به دستتان رسید، بر مزار پر از گل بهشت زهرا به خاک بسپارید تا خود را کنار محمود جان (رضایی) ببینم وشاد شوم و اگر هم جسدم به دستتان نرسید، هیچ وقت ناراحت نشوید چون که من نیز همانند دیگران مفقود از دنیا رفته ام و درب خانه پرچمی نسب کنید تا یاد من در دلتان باشد وهیچ وقت ناراحت نشوید. اگر هم اسیر شدم هیچ وقت منتظر من نباشید که در تلویزیون ظاهر شوم چون که این کار عین گناه است. خدایا شهادتی را نصیبم کن که دهنم خشک و تشنه لب باشد تا در آن دنیا از روی شهدای کربلا، خجالت نکشم، خدایا رزمندگان اسلام را پیروز بگردان، خدایا، بار الهی اگر ساعتی دگر عمر دارم آن را ازمن بگیر وبه امام امت بده، خدایا سلاحم را چنان قوی کن که همانند شمشیر حضرت علی باشد. خدایا خودم را چنان قوی گردان که هم چون عباس دلاور باشم. خدایا به خانواده های شهدا صبر عنایت بفرما، پیروزی از آن مسلمانان ایران و پیروان آقا امام حسین(ع) است. عاشورا را زنده نگهدارید، که ما هرچه داریم از این عاشورا داریم.

والسّلام ۴/۱/۶۵ سیروس تیموری

شهادت : ۹/۱/۶۵



[ موضوع ] : دسته‌بندی نشده
[ برچسب ها ] :
نظر شما در مورد اين پست چيست ؟

یک دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. بسیجی گفت:

    سلام
    روحش شاد یادش گرامی